نامه سی و چهارم در زمان حاضر باید میرفتم برای آزمون شهر رانندگی .. برای اولین بار .. از شب قبلش استرس زیادی داشتم و فکر و خیال ولم نمیکرد . ولی امروز بعد از استرس های زیاد پشت ماشین نشستم و کنار افسر استرس نداشتم . ولی تا حد زیادی گند زدم ولی خوش حال بودم و اونقدر حس بدی نداشنم و با خوشحالی از ریدمانم برای بقیه تعریف می کردم . دیشب هم چون 15 بهمن بود یعنی هم تولد مامان و هم روز پدر ، مامان و بابا رو به حساب خودم بردم رستوران .
برچسب:
نویسنده: رویا فدایی