نامه نوزدهم
تیر 1400 اولین رمانم یعنی تیم شکفت انگیز رو تموم کرده بود . the incradible team
از مهر 1400 تا دی 1400 درگیر دومین رمان یعنی خانواده فرمانده بودم . cammanders family
از بهمن 1400 تا همین الان درگیر نوشتن رمان جدیدی به اسم التیامم the healing
رمان های گاندویی زیادی از پیج دومم تو اینستا خوندم و خیلی دنیای قشنگی بود . این دنیای قشنگ یه رفیق قشنگ هم بهم داد . به واسطه رمانش یعنی شوری اشک لبخند و نوید نفس باهاش آشنا شدم . اسمش فاطمه است اهل اصفهانه و 24 سالشه . خیلی دوسش دارم . حالم باهاش خوبه .. با حرف زدن باهاش حال بدم خوب میشه .
امیدوارم اون برام بمونه و یه بار هم که شده ببینمش .
مثل دنیای رمان های گاندوییم نشه که دیگه مثل قبل نیست ...
این است سرنوشت ... متاسفانه
نغمه تنهایی...ما را در سایت نغمه تنهایی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 264